دلم از دوریت میسوزه چرا یادم نمیکنی.چرا تنهام کذاشتیمن که بخاطرت از همه کذشتم

ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 11 مهر ماه سال 1388
منم مش باقر تو

دیگه دل از دوریت به جون اومده.تو که گفتی فراموشم نمیکنی.توکه کفتی تنهام نمیزاری.تو که کفتی توئی تا اخر عمر عزیز دلم. 

یادته وقتی چیزی بهت میکفتم ناراحت میشدی یه سیلی تو گوشم میزدی میگفتی از دوست داشتن زیاده بعد بغلم میکردی میگفتی دوست دارم.چرا دیگه اون دستات بامن غریبه چرا نتونستی از عشقی که نسبت به من داری حمایت کنی تا چیزی بهت کفتن ترسیدیو تنهام کذاشتی .یعنی پیدا میشه کسی باندازه من دوست داشته باشه.برام دیگه از عشقمت بغیر ازحسرت و غم و سیل اشکهای شبانه چیزی نمونده.  

روزها تو اداره رول آدم بیخیال رو بازی میکنم و بعد غروب در اتیش دوریت میسوزم. 

وقتی یکم دلگیر میشدم با هزار بهونه سعی میکردی غمو از دلم برونی و منو بخندونی. 

حالا تو تاریکی شبها دارم برا عشقت می گریم دارم تو آتیشت میسوزم میدونی بعضی وقتها از دل تنگی جگرم آتیش میگیره میخوام بیام! بیام کنارت تا باز با حرفهات آرومم کنی ولی به خودم میام میگم خودش این آتیشو به جونم زده ومنو فراموش کرده.چی شد اون همه عشق. 

چطور میتونی تحمل کنی.چطور میتونی بیخیال بشی.میدونم مادرت مارو جدا کرده ولی میتونی یه زنگی بهم بزنی ومنو خوشحال کنی ولی نمیزنی. 

دیگه تحمل دوریت رو ندارم.دیگه اونقدر بهم فشار میاد که مجبور میشم به مادرت التماس کنم تا بزاره صداتو بشنوم ولی مادرت میگه سونیا پشیمونه از دوست داشتنت. 

باز منم که بیشتر از پیش جیگرم آتیش میگیره و باز مثل بچه ها یه گوشه میشینمو زار زار میگریم 

شاید یه روز این حرفهای دلمو بخونی که من نیستم.  

ولی میخوام تموم مردم ایران هم بدونن که چقدر دوست دارمو واست میمیرم. 

سونیا بخدا تو آتیش عشقت سوختن هم برام شیرینه 

دوست دارم سونیا باندازه تموم دنیا دوست دارم